ایرج – Iraj

The Gentle

ایرج – Iraj

 

  • صفت: کِهین
  • Family/House خاندان: Pishdād |‌ پیشداد
  • پدر: فریدون
  • Nationality سرسپردگی: ایران – Irān
  • Caste/جایگاه: شاهزاده / پادشاه – Prince, King
  • Period/دوره: پهلوانی | Age of Heroes
  • سلسله: Pishdadian | پیشدادی

 

ایرج کوچک‌ترین پسر فریدون بود که توسط پدرش به پادشاهی ایران رسید. تا چند سال پس از این اختلافی پیش نیامده‌بود تا اینکه سلم تور را تحریک کرد و تخم حسادت را دل وی کاشت. در نتیجه‌ی این اتفاق ایرج به سوی برادرانش شتافت تا آنها را آرام کند اما آنها چنان کور شده‌بودند که صحبت‌های برادر کوچک‌ترشان را نپذیرفتند و در آخر ایرج به دست تور کشته شد.

پس از کشته شدن ایرج فریدون به عزا نشست و از خدای خود خواست که عمری به او بدهد تا بتواند انتقام خون ایرج را بگیرد. پس از مدتی خبردار شد که زنی از شبستان ایرج که ماه‌آفرید نام داشت از ایرج فرزندی آبستن بود. فریدون از ماه‌آفرید به نیکی مراقبت کرد و دختری که از ماه‌آفرید به دنیا آمد را پرورش داد و زمانی که بزرگ کرد او را به همسری یکی از برادرزاده‌هایش پشنگ درآورد و از این ازدواج منوچهر به دنیا آمد که انتقام خون ایرج را از سلم و تور گرفت.

نام سلم و تور و ایرج را فریدون پس از آزمونی که از آنها گرفت انتخاب کرد. فریدون زمانی که این سه برادر در مسیر بازگشت از یمن به سوی ایران بودند به شکل اژدهایی درآمد و با آنها رودررو شد. در این تقابل ایرج از خود شهامت نشان داد و پیش رفت و اژدها را از عاقبتی که خواهد داشت ترساند و یادآور شد که آنها فرزندان فریدون اژدهاکش هستند.
Iraj was the youngest son of Fereydoun and was granted the kingdom of Iran by his father. For several years, there was no conflict until Salm provoked Tur and planted the seed of jealousy in his heart. As a result, Iraj rushed to his brothers in an attempt to reconcile with them, but they were too blinded by envy to heed his words. Ultimately, Iraj was slain by Tur.

After Iraj’s death, Fereydoun mourned deeply and prayed to his god for a long life so he could avenge Iraj’s blood. He later learned that one of Iraj’s concubines, MaahAfarid, was pregnant with his child. Fereydoun took great care of MaahAfarid and raised her daughter with kindness. When the girl came of age, he married her to his nephew, Pashang. From their union, Manuchehr was born, who later avenged Iraj by defeating Salm and Tur.

Fereydoun chose the names Salm, Tur, and Iraj after testing them. As the three brothers traveled back to Iran from Yemen, Fereydoun transformed into a dragon and confronted them. In this encounter, Iraj displayed bravery, stepped forward, and warned the dragon of its fate, reminding it that they were the sons of Fereydoun, the dragon-slayer.

 

به ایرج نگه کرد یکسر سپاه
که او بد سزاوار تخت و کلاه

 

Previous
Previous

ماه‌آفرید – MaahAfarid

Next
Next

تور – Tur