گمنام (ماهرخ صفت) – MaahRokh
The Majestic
- صفت: مهربان
- Family/House خاندان: Pishdād | پیشداد
- پدر: ایرج
- Nationality سرسپردگی: ایران – Irān
- Caste/جایگاه: شهدخت – Princess, Servant
- Period/دوره: پهلوانی | Age of Heroes
- سلسله: Pishdadian | پیشدادی
ایرج که توسط برادرش تور کشته شد. فریدون پنداشت که از ایرج فرزندی نمانده تا انتقام خون وی را بگیرد ولی یک روز در شبستان ایرج نگاهی انداخت و فهمید که ندیمهای از ندیمههای ایرج از او باردار است. این ندیمه ماهآفرید بود و دختری زایید که آن قدر شبیه ایرج بود که هیچکس به اینکه نکند پدر این نوزاد ایرج نباشد شک نکرد. وقتی این دختر وقت شوهر کردنش فرا رسید، فریدون وی را به پشنگ، برادرزادهی خودش، داد و از این ازدواج پسری به دنیا آمد که او را منوچهر نامیدند. در شاهنامه نام مادر منوچهر نیامده ولی در بیتی فردوسی او را ماهرخ توصیف کرده و ما نام این شخصیت را همان در نظر گرفتیم. پ.ن: در بندهش آمده که سلم و تور تمام پسران ایرج را کشتند و تنها یک دختر ماند که آن را فریدون پنهانی بزرگ کرد و از آن دختر، دختی دیگر زاده شد. سلم و تور مادر دختر را کشتند. فریدون آن دختر و فرزندانش را تا ده نسل پنهانی بزرگ کرد تا منوش خورشید زاده شد و از منوش خورشید و خواهر او منوش خورنر و از منوش خورنر و خواهر او منوچهر زاده شد.
After Iraj was killed by his own brother, Tur... Fereydoun thought that Iraj had no son to avenge his death. But he found out that there was a servant in Iraj's seraglio, pregnant with his child. This servant was named MaahAfarid, and she gave birth to a daughter so similar to Iraj, that no one doubted that she was indeed Iraj's daughter. When the time came for her to marry, Fereydoun gave her to his own nephew, Pashang. Later, MaahRokh gave birth to a son named Manouchehr. Manouchehr's mother's name has not been mentioned in The Book Of Kings, but Ferdowsi describes her as MaahRokh in a verse. The word MaahRokh means pretty, with a face like the moon. So we decided to choose this as her name.
مر آن ماهرخ را ز سر تا به پای
تو گفتی مگر ایرجستی بجای
تو گفتی مگر ایرجستی بجای