تهمینه – Tahmina
The Breathtaking
- صفت: پریچهره
- Family/House خاندان: unknown
- پدر: شاه سمنگان
- Nationality سرسپردگی: توران – Turān
- Caste/جایگاه: شهدخت – Princess
- Period/دوره: پهلوانی | Age of Heroes
- سلسله: Kiani | کیانیان
تهمینه در شاهنامه دختر شاه سمنگان و مادر سهراب است. تهمینه از دو بخش (تهم+اینه) تشکیل شده و به معنای زن قدرتمند است. در شب همخوابی رستم و تهمینه، رستم به تهمینه بازوبند معروفش را داد و به او گفت که اگر فرزندشان دختر شد آن بازوبند را به موی او ببندد و اگر پسر شد آن را به بازویش ببندد که بعدا در رزم رستم و سهراب همین بازوبند گواهی بر آن بود که رستم با پسر خودش در جنگ بوده. تهمینه بعد از آنکه سهراب کمی بزرگ میشود و از او دربارهی پدرش میپرسد، به او رازش را فاش میکند و به سهراب چنین میگوید که اگر به رستم آگاهی برسد که تو سرافراز گردنکشان شدهای تو را پیش خود میبرد و دل من از درد ریش میشود. در آخر سهراب تصمیم میگیرد که با سپاهی به ایران رود تا شاه ایران را برکنار کرده و پدرش رستم را بر تخت بنشاند و سپی خود از ایران به توران بیاید و افراسیاب را از تخت به زیر کشیده و پادشاه توران شود. در برخی منابع آمده و در برخی نیامده که وقتی خبر مرگ سهراب به تهمینه میرسد ناله و زاری میکند و لباس نیلگون به تن کرده و در عزا مینشیند و یک سال پس از مرگ سهراب از غم پر پر شدن سهراب میمیرد.
Tahmina is the daughter of Samangan's king. She is Sohrab's mother. Her name means powerful woman. After the night that she spent with Rostam, he gave her his famous armband. He told her to give this armband to their child. If the child was a girl, she would tie her hair with it, and if he was a boy, he would wear it on his arm. Later, in the combat between Rostam and Sohrab, the armband was revealed, and Rostam found out that he had wounded his own son. Then, Sohrab died in Rostam's arms. When Sohrab grew up and asked for his father, Tahmina told him that he was The Mighty Rostam. She said to Sohrab that if Rostam were to find out that you have grown to be so strong and mighty, he would take you with himself, and I would be left alone. So Sohrab decided to invade Iran and overthrown the king, so that he could make Rostam the ruler of Iran. He had planned to go back to Turan afterwards and overthrown Afrasiab to become the king himself. In some sources, it is said that after hearing of Sohrab's death, Tahmina wore a cyan garment and mourned his beloved son's death. She couldn't bear his absence. She died a year later.
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند
به بالا بکردار سرو بلند
به بالا بکردار سرو بلند