قباد – Qobad

The Brave

قباد – Qobad

 

  • صفت: دلیر
  • Family/House خاندان: Kavegān | کاوگان
  • پدر: کاوه
  • Nationality سرسپردگی: ایران – Irān
  • Caste/جایگاه: پهلوان – Pahlavan
  • Period/دوره: پهلوانی | Age of Heroes
  • سلسله: Pishdadian | پیشدادی

 

قباد برادر میانسال قارن و فرزند کاوه‌ی آهنگر بود. در زمان پادشاهی نوذر که از بیداد این شاه در ایران آشوب به پا شد. پشنگ، پادشاه توران، پسرش افراسیاب را مامور کرد تا به ایران هجوم آورد. نوذر به محض آگاهی قارن را مامور می‌کند تا به جنگ افراسیاب برود. از آنطرف افراسیاب شماساس و خزروان را به سیستان می‌فرستد تا در فقدان سام و نبود زال آنجا را بگیرند. دو سپاه افراسیاب و قارن به هم می‌رسند. سپاه توران چهارصد هزار و ایران صد و چهل هزار. بارمان از سپاه توران جلو آمد و حریف طلبید. قارن به سپاه خود نگاه کرد و دید هیچکس هوای رویارویی با بارمان را ندارد. در همین هنگام قباد، برادر میانسال قارن خواست تا به سمت بارمان برود که قارن وی را ایستاند و گفت: «برادر! عمری از تو گذشته. کناری باش و بگذار کس دیگری برود.» قباد اما در سر چیز دیگر داشت و از زندگی دل بریده بود. پافشاری قارن جواب نداد و قباد رفت و دیگر برنگشت. قباد در این جنگ کشته شد و دافی بر دل قارن نشست که کینه‌ی او را عمیق‌تر کرد.
Qobad was Kaveh's son and Gharen's middle-aged brother. When Iran was chaotic under Nowzar's reign, Pashang(king of Turan) ordered his son(Afrasiab) to invade Iran. Finding out about this plan, Nowzar ordered Gharen to confront Afrasiab. On the other hand, Afrasiab sent Shamasas and Khazarvan to capture Sistan in Zaal and Saam's absence. Afrasiab and Gharen's armies met at the battlefield. Turan had an army of four hundred thousand soldiers, and Iran had an army of one hundred and forty thousand soldiers. Barman from Turan's army came forward and asked for a rival. Gharen looked at his own army and saw that no one dared to fight Barman. Qobad wanted to go towards Barman, but Gharen stopped him and said: It's no longer your fighting years Let another man fight in your place But Qobad had other things in mind. He went to the fight and never returned. He was killed in his fight against Barman. And it left a wound on Gharen's heart that deepened his hate towards his enemies. Verse: Non of the heroes answered his call But Qobad, older and bolder than all

 

کس از نامدارانش پاسخ نداد
مگر پیرگشته دلاور قباد

 

Previous
Previous

گستهم – Gostahm

Next
Next

افراسیاب – Afrasiab