بیژن – Bijan
The Sharp-Clawed
- صفت: تیزچنگ
- Family/House خاندان: Kashvadegān | کشوادگان
- پدر: گیو
- Nationality سرسپردگی: ایران – Irān
- Caste/جایگاه: پهلوان – Pahlavan
- Period/دوره: پهلوانی | Age of Heroes
- سلسله: Kiani | کیانیان
بیژن پسر گیو پهلوانی از خاندان گودرز است و همسر او منیژه است.
آنچه پیش از هر چیز در مورد بیژن به چشم میخورد دلبستگی شدید گیو به اوست.
از مهمترین داستانهایی که بیژن در آن حضور دارد میتوان به داستان فرود، بیژن و منیژه، یازده رخ و جنگ بزرگ کیخسرو اشاره کرد.
بیژن را میتوان تقریباً همسن کیخسرو دانست. زمانی که گیو از طرف گودرز مامور میشود تا کیخسرو را به ایران بیاورد بیژن خردسال است.
بیژن در داستان فرود پس از آنکه گودرز در برابر فرود عقب مینشیند، اسبی از گستهم میگیرد و درع سیاوش را به تن میکند و به سوی فرود میشتابد و او را به دژ عقب میراند و زمینهساز شکست فرود از لشکر ایران میشود.
بیژن همانطور که با کیخسرو پیمان بسته بود و از او خلعت گرفتهبود پلاشان را کشت و تاج تژاو را گرفت و اسپنوی را برای کیخسرو آورد.
پس از داستان فرود باید به داستان بیژن و منیژه اشاره کرد. بیژن در ابتدای این داستان از کیخسرو فرمان میگیرد که به دشت ارمان برود و گرازهای آنجا را ریشهکن کند. پس با گرگین همراه میشود و پس از کشتن گرازها به پیشنهاد گرگین به نزدیکی اردوگاه منیژه دختر افرسیاب میرود. منیژه بیژن را به پرده سرای خود دعوت میکند و به دل به او میبندد و بیژن را بیهوش کرده با خود به کاخ افراسیاب میبرد. وقتی افراسیاب آگاه میشود بیژن را به چاهی میافکند و منیژه از آن پس از هر روز به او آب و خوراک میرساند تا اینکه خبر به ایران میرسد و رستم به توران آمده و با کمک منیژه بیژن را از چاه بیرون میکشد و پس از شبیخون به افراسیاب به ایران بازمیگردند.
بیژن پس از این در رزم یازده/دوازده رخ ابتدا هومان را میکشد و در نبردی رخ به رخ رویین را از میان برمیدارد و در آخر گستهم زخمی را از مرگ نجات میدهد.
بیژن در انتهای پادشاهی کیخسرو، مامور میشود تا لهراسپ را به بارگاه کیخسرو بیاورد.
بیژن دست آخر به همراه کیخسرو و پهلوانانی چون گیو و فریبرز و گستهم در برف جان میدهد
آنچه پیش از هر چیز در مورد بیژن به چشم میخورد دلبستگی شدید گیو به اوست.
از مهمترین داستانهایی که بیژن در آن حضور دارد میتوان به داستان فرود، بیژن و منیژه، یازده رخ و جنگ بزرگ کیخسرو اشاره کرد.
بیژن را میتوان تقریباً همسن کیخسرو دانست. زمانی که گیو از طرف گودرز مامور میشود تا کیخسرو را به ایران بیاورد بیژن خردسال است.
بیژن در داستان فرود پس از آنکه گودرز در برابر فرود عقب مینشیند، اسبی از گستهم میگیرد و درع سیاوش را به تن میکند و به سوی فرود میشتابد و او را به دژ عقب میراند و زمینهساز شکست فرود از لشکر ایران میشود.
بیژن همانطور که با کیخسرو پیمان بسته بود و از او خلعت گرفتهبود پلاشان را کشت و تاج تژاو را گرفت و اسپنوی را برای کیخسرو آورد.
پس از داستان فرود باید به داستان بیژن و منیژه اشاره کرد. بیژن در ابتدای این داستان از کیخسرو فرمان میگیرد که به دشت ارمان برود و گرازهای آنجا را ریشهکن کند. پس با گرگین همراه میشود و پس از کشتن گرازها به پیشنهاد گرگین به نزدیکی اردوگاه منیژه دختر افرسیاب میرود. منیژه بیژن را به پرده سرای خود دعوت میکند و به دل به او میبندد و بیژن را بیهوش کرده با خود به کاخ افراسیاب میبرد. وقتی افراسیاب آگاه میشود بیژن را به چاهی میافکند و منیژه از آن پس از هر روز به او آب و خوراک میرساند تا اینکه خبر به ایران میرسد و رستم به توران آمده و با کمک منیژه بیژن را از چاه بیرون میکشد و پس از شبیخون به افراسیاب به ایران بازمیگردند.
بیژن پس از این در رزم یازده/دوازده رخ ابتدا هومان را میکشد و در نبردی رخ به رخ رویین را از میان برمیدارد و در آخر گستهم زخمی را از مرگ نجات میدهد.
بیژن در انتهای پادشاهی کیخسرو، مامور میشود تا لهراسپ را به بارگاه کیخسرو بیاورد.
بیژن دست آخر به همراه کیخسرو و پهلوانانی چون گیو و فریبرز و گستهم در برف جان میدهد
Bijan, the son of Giv, is a warrior from the lineage of Godarz and the husband of Manijeh.
One prominent aspect of Bijan’s character is the deep affection Giv has for him. Bijan features in several significant stories, including *Fereyd*, *Bijan and Manijeh*, *Yazdah Rokh* (Eleven Faces), and the great war under Kay Khosrow’s reign.
Bijan is believed to be approximately the same age as Kay Khosrow. When Giv was tasked by Godarz to bring Kay Khosrow to Iran, Bijan was still a child.
In the tale of Fereyd, after Godarz retreats from Fereyd, Bijan obtains a horse from Gostahm, dons Siavash’s armor, and charges toward Fereyd, forcing him back to the fortress and laying the groundwork for Fereyd's defeat by the Iranian army.
As part of his allegiance to Kay Khosrow, Bijan kills Plashan, seizes Tazhav’s crown, and brings Spinoi to Kay Khosrow.
In the tale of *Bijan and Manijeh*, Bijan begins by receiving orders from Kay Khosrow to travel to the plain of Arman and eradicate the wild boars there. Accompanied by Gorgin, he successfully accomplishes this. On Gorgin's suggestion, he then approaches the camp of Manijeh, Afrasiab’s daughter. Manijeh invites Bijan into her quarters, falls in love with him, and takes him to Afrasiab’s palace after drugging him. Upon discovering this, Afrasiab throws Bijan into a well. Manijeh faithfully provides Bijan with food and water daily until news of his plight reaches Iran. Rostam then ventures into Turan, rescues Bijan from the well with Manijeh’s help, and, after ambushing Afrasiab, returns to Iran.
Later, in the battle of *Eleven/Twelve Faces*, Bijan kills Houman first. Then he slays Rooyin in a face-to-face combat and saves the wounded Gostahm from death.
Towards the end of Kay Khosrow’s reign, Bijan is assigned the task of bringing Lohrasp to Kay Khosrow’s court.
In the end, Bijan perishes in the snow alongside Kay Khosrow and warriors such as Giv, Fariborz, and Gostahm.
One prominent aspect of Bijan’s character is the deep affection Giv has for him. Bijan features in several significant stories, including *Fereyd*, *Bijan and Manijeh*, *Yazdah Rokh* (Eleven Faces), and the great war under Kay Khosrow’s reign.
Bijan is believed to be approximately the same age as Kay Khosrow. When Giv was tasked by Godarz to bring Kay Khosrow to Iran, Bijan was still a child.
In the tale of Fereyd, after Godarz retreats from Fereyd, Bijan obtains a horse from Gostahm, dons Siavash’s armor, and charges toward Fereyd, forcing him back to the fortress and laying the groundwork for Fereyd's defeat by the Iranian army.
As part of his allegiance to Kay Khosrow, Bijan kills Plashan, seizes Tazhav’s crown, and brings Spinoi to Kay Khosrow.
In the tale of *Bijan and Manijeh*, Bijan begins by receiving orders from Kay Khosrow to travel to the plain of Arman and eradicate the wild boars there. Accompanied by Gorgin, he successfully accomplishes this. On Gorgin's suggestion, he then approaches the camp of Manijeh, Afrasiab’s daughter. Manijeh invites Bijan into her quarters, falls in love with him, and takes him to Afrasiab’s palace after drugging him. Upon discovering this, Afrasiab throws Bijan into a well. Manijeh faithfully provides Bijan with food and water daily until news of his plight reaches Iran. Rostam then ventures into Turan, rescues Bijan from the well with Manijeh’s help, and, after ambushing Afrasiab, returns to Iran.
Later, in the battle of *Eleven/Twelve Faces*, Bijan kills Houman first. Then he slays Rooyin in a face-to-face combat and saves the wounded Gostahm from death.
Towards the end of Kay Khosrow’s reign, Bijan is assigned the task of bringing Lohrasp to Kay Khosrow’s court.
In the end, Bijan perishes in the snow alongside Kay Khosrow and warriors such as Giv, Fariborz, and Gostahm.
به قلباندرون بیژن تیزچنگ
همی بزمگاه آمدش جای جنگ
همی بزمگاه آمدش جای جنگ